بلایی که دسیسه مادر و پدرخوانده‌ سر پسر جوان آورد!

تماس پسر ۱۷ ساله با اورژانس برای نجات جان یک پیرزن ۸۰ ساله پای او خانواده‌اش را به پرونده یک سرقت باز کرد.
بلایی که دسیسه مادر و پدرخوانده‌ سر پسر جوان آورد!

به گزارش وقت صبح به نقل از همشهری آنلاین: تماس پسر ۱۷ ساله با اورژانس برای نجات جان یک پیرزن ۸۰ ساله پای او خانواده‌اش را به پرونده یک سرقت باز کرد.

صبح چهاردهم اسفند، امدادگران اورژانس پیکر نیمه جان پیرزن ۸۰ ساله ای را از خیابان وحید به بیمارستان شهید هاشمی نژاد رساندند که با مرگ دست و پنجه نرم می کرد و آخرین نفس هایش را می کشید. دقایقی بعد با انجام اقدامات درمانی حال پیرزن رو به بهبودی گذاشت و از مرگ نجات یافت.

فرزندان پیرزن که چندین ساعت بعد موفق به دیدار مادر پیرشان شده بودند، ناگهان صحنه عجیبی را دیدند و متعجب به یکدیگر نگریستند. النگوهای پیرزن در دستانش نبود! به همین دلیل فرزندان پیرزن حیرت زده، در جست وجوی النگوها برآمدند چرا که پیرزن هیچ گاه النگوها را از دستش خارج نمی کرد.

فرزندان پیرزن پس از پرس و جو از کادر درمان متوجه شدند که آن ها برای اقدامات درمانی النگوهای طلا را از دست وی خارج نکرده اند، بنابراین موضوع پیچیده تر شد و پسر پیرزن با پلیس تماس گرفت.

نویسنده:

این خبر را به اشتراک بگذارید.
این خبر را به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ نوشته‌ای یافت نشد.
No posts found

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *