وقت صبح – دنیا مدنی را قبل از این با دختر رویا تیموریان بودن و بازیگری می شناختیم ولی من هر وقت جدیدا سوار آسانسور می شوم یاد دنیا مدنی می افتم و هوس میکنم عکس بگیرم که می بینم نه دوربین به آن خوبی دارم نه تیپ!
فقط این دهمین عکسی متنوعی است که خود ما از اسانسور سوار شدنش منتشر می کنیم ببینید نگهبان و تاسیسات ساختمانشان چه رنجی می کشند.
خاطره با مزه دنیا مدنی از رویا تیموریان
دنیا مدنی با اشاره به خاطرهای از دیالوگ حفظ کردن رویا تیموریان در رستوران گفت:
«من چیزهایی جلوی چشمم دیدهام، صبری و تلاشی که هیچوقت یادم نمیرود. خاطرم هست در رستوران نشسته بودیم و او با خودش پچپچ میکرد و غذا میخورد.
من و درنا به هم نگاه کردیم که مامان چرا این طوری میکند؟! او داشت دیالوگ حفظ میکرد! یعنی با ما غذا میخورد و دیالوگ هم حفظ میکرد.»
مدنی ادامه داد: «من یادم است مامان لباس میشست، پهن میکرد و دیالوگ حفظ میکرد.
صبح مرا میبرد مدرسه و ناهار داشتم و بعد مرا میبرد پشت صحنه مشقهایم را مینوشتم و بعد میآمدیم خانه و باز مشقهایم را چک میکرد.»
او با بیان این که «من الگویی پیش چشمم داشتم که باعث شد آرمانها و دغدغههایم متفاوت شود»، ادامه داد:
«اینها از صدقه سر خانم تیموریان است، نه این که من آدم متفاوتی باشم و اگر غیر از این میبودم واقعا باید برای خودم تاسف میخوردم.»


